

برچسب:
نویسنده: مرتضي
برچسب:
نویسنده: مرتضي
دفتر سخنگوی دولت در اطلاعیهای درباره بازتاب سخنان غلامحسین الهام در همایش تجلیل از گفتمان سوم تیر، توضیحاتی را منتشر و از تحریف معنایی این سخنان و قضاوتهای عجولانه برخی افراد و رسانهها درباره آن ابراز تاسف کرد.
به گزارش گروه دریافت خبر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دراین اطلاعیه آمده است: برخی رسانه ها بدون توجه دقیق به معنا و محتوای سخنان دکتر الهام، با ذهنیت قبلی نسبت به کلمه «رجعت» و قرینه سازی برای آن در زمینه مهدویت، نسبت به تحریف معنایی این سخنان اقدام کرده اند در حالیکه منظور و مراد دکتر الهام از کلمه رجعت به آقای دکتراحمدی نژاد و آرزوی بازگشت وی در آینده نزدیک در عرصه سیاسی و اداره دولت باز گردد از این رو کلمه"رجعتی دیگر" از سوی سخنگوی دولت به کار رفته است.
الهام با تاکید بر اینکه احمدی نژاد در تبعیت از نایب امام زمان حضرت آیت الله خامنه ای سنگ وفاداری بتمامه گذاشت، با قرائت فرازهایی از زیارت جامعه کبیره، به تطبیق دیدگاه های اعتقادی احمدی نژاد در مورد امام(علیه السلام) با شاخصه های مذکور در زیارت جامعه کبیره پرداخته و آرزو کرده است با اتصال انقلاب اسلامی ایران به انقلاب مهدوی(عج)، دکتر احمدی نژاد در کنار رهبر فرزانه انقلاب در آن دولت کریمه خدمت کنند.
تناقضی که در تحریف منتشرشده مستتر است؛ "آرزوی رجعت برای دکتر احمدی نژاد" در حالی است که وی زنده است و چنین پنداری از رجعت خلاف اصول و مبانی اعتقادی است و قطعا مراد گوینده نیز چنین نبوده است.
بدیهی و مبرهن است که در نگاه و اعتقادات شیعه تعیین زمان ظهور برای امام عصر علیه السلام باطل است لذا نه می توان زمانی را برای آن و نه همراهان ایشان را تعیین کرد. لکن از آموزه های موکد دینی است که شیعیان باید پیوسته فرج و ظهور را نزدیک دانسته و برای همراهی با آن موعود منتظر خود را آماده کنند چنانکه در دعای عهد وارد شده است حتی اگر مرگ بین آنها و زمان ظهور فاصله انداخت خدای متعال ایشان را برای خدمت در رکاب حضرت ولی عصر به دنیا بازگرداند و چنین است که آرزو و دعای رجعت برای بندگان مومن و صالحی که از دنیا رفته اند ، صحت داشته و به کار می رود، آنگونه که هر روز آرزو می کنیم: اللّهُمَّ اِنْ حالَ بَیْنی وَ بَیْنَهُ الْمَوْتُ الَّذی جَعَلْتَهُ عَلی عِبادِکَ حَتْماً مَقْضِیّاً فَاَخْرِجْنی مِنْ قَبْری ، مُؤْتَزِراً کَفَنی ، شاهِراً سَیْفی ، مُجَرِّداً قَناتی، مُلَبِّیاً دَعْوَةَ الدّاعی فِی الْحاضِرِ وَ الْبادی.
به همه عزیزانی که به سرزنش راجع به رجعت می پردازند توصیه می شود دعای عهد را پیوسته بخوانند و فرازهای این دعا را برای خود و دیگران آرزو کنند.
انتهای پیام
برچسب:
نویسنده: مرتضي

برچسب:
نویسنده: مرتضي
به گزارش مشرق، مالک شریعتی از اعضای جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی در یادداشتی که در هفته نامه "پنجره" منتشر شده، به تحلیل انتخابات یازدهم ریاست جمهوری پرداخته است که متن آن را در ذیل می خوانید:
2. علت دوم، فهم محدود غیرواقعی برخی بزرگان اصولگرایی از دوگانه «تکلیف مداری و نتیجه گرایی» است که نتیجه عدم درک صحیح از دوگانه «آرمانگرایی و واقع بینی» است. پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات، جمله ای منسوب به شهید گرانقدر، محمد جهان آرا، پیامک می شد: «بچه ها! اگر شهر سقوط کرد، دوباره فتح می کنیم. مراقب باشید ایمانتان سقوط نکند.» این عبارت زیبا اما هیچ ارتباطی با نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ندارد چراکه در جریان سقوط اولیه خرمشهر فرماندهان ضمن شناخت صحیح تکلیف، با جانفشانی عمل کرده بودند و رزمندگان هم چیزی کم نگذاشته بودند و لذا بعدا با تجهیز قوای خود خرمشهر را به لطف خدا دوباره فتح نمودند، اما در ماجرای اخیر یقینا در راس جریان اصولگرایی عده ای نتوانستند تکلیف درست را تشخیص دهند و اصرار بر راه غلط خویش را تکلیف دانسته، توپخانه هوادارانشان را به سمت خودی هدایت کردند و متاسفانه هنوز هم نفهمیده اند که تکلیف اصلی ممانعت از پیروزی رقیب جریانی اصولگرایان بود و رسیدن به چنین نتیجه ای عین تکلیف است. شبیه ترین واقعه تاریخی برای اصولگرایان، ماجرای غفلت از تنگه احد است که عده ای ـ علیرغم هشدار دلسوزان ـ به خیال پایان نبرد و پیروزی قطعی در لحظه لازم تصمیم درستی نگرفتند و شکست را برکل نیروها تحمیل کردند.
3. عامل سوم، برنامه جامع و دقیق جناح رقیب همراه با صبر و حوصله کافی بود. پس از ثبت نام آقای هاشمی در انتخابات اخباری منتشر شد که سایر نامزدهای اصلاح طلب یا کارگزاران انصراف داده یا به زودی کنار می کشند. اما آنها برای ردصلاحیت هاشمی هم فکر کرده بودند، لذا کناره گیری عارف و روحانی بلافاصله تکذیب شد؛ یکی از نزدیکان خاتمی و یکی از یاران هاشمی باید درصحنه می ماندند تا در نهایت معلوم شود شرایط رقابت برای کدامیک مهیاتر است و دیدیم که در وقت مقتضی عارف به نفع هاشمی کنار رفت و آرای آنها را تجمیع نمود.
4. علت چهارم، رفتار انتخاباتی نادرست اصولگرایان بود. اعضای مهمترین ائتلاف اصولگرایان تا اواخر فروردین در صدرنظرسنجی ها بودند اما علیرغم کناره گیری ارزشمند آقای حدادعادل، عدم پایبندی به شرط ائتلاف (وحدت در مقابل جریان رقیب) از سوی آقای ولایتی در روزهای آخر نتوانست به جلب اعتماد مردم کمک کند. تخریب اصولگرایان نسبت به یکدیگر و غفلت از رقبای اصلی در رسانه ها و حتی در مناظره آخر تلویزیونی در پیش چشم مردم نمایشی از درگیری درون جبهه ای به مردم القاء کرد و آنها را از عواقب اعتماد به چنین جریانی نگران نمود. نقش مخرب آقای رضایی در به رخ کشیدن این اختلاف در مناظره آخر ـ که البته آورده ای برای خودش هم نداشت ـ مزید بر علت شد.
5. دلیل پنجم، درگیری های گذشته اصولگرایان با یکدیگر در اداره کشور و نقش ویژه احمدی نژاد در این میان بود. اوج این کشمکش ها در یکشنبه سیاه مجلس نهم بین دو رئیس قوه اصولگرا ـ فارغ از تفاوت آنها و عامل اصلی ـ برای مردم انزجار آور شد، همچنانکه درگیری های جریان دوم خرداد در شورای شهر اول مردم را از آنها رویگردان نمود. نقش سرمایه سوز آقای احمدی نژاد خصوصا در دو سال اخیر (از خانه نشینی 11 روزه تا همراهی مشایی در ثبت نام) را در این میان نمی توان انکار کرد. اینکه پس از دوگانه احمدی نژاد ـ هاشمی در سال 88، نماینده تفکر هاشمی در انتخابات 92 بتواند پیروز میدان شود، دلیلی محکم بر نقش مخرب خود احمدی نژاد در هدر دادن این سرمایه بود. میزان مشارکت مردم از 85 درصد در سال 88 به 73 درصد در سال 92 کاهش اما آرای روحانی به نسبت موسوی، 5.5 میلیون افزایش یافت؛ به عبارت دیگر با فرض اینکه 12 درصد کاهش در مشارکت، اکثرا متعلق به طرفداران دوآتشه میرحسین است ـ که فرض درستی نیز هست ـ می توان نتیجه گرفت حدود 7 میلیون رای از آرای 18.5 میلیونی روحانی از سبد احمدی نژاد در سال 88 برداشت شده است و در واقع مفهوم دیگر این اعداد و ارقام این است که به سبب این اختلافات و نیز پیام «نه به احمدی نژاد» توسط بخشی از بدنه اجتماعی، آقای روحانی نیز در سبد قبلی آرای اصولگرایان با نامزدهای اصولگرا شریک شده است.
6. عامل ششم، واگرایی اصولگرایان همزمان با همگرایی در جریان رقیب و تاثیر عمیق آن در ایجاد موج مثبت اجتماعی به نفع آنها بود. این مساله بسان یک الاکلنگ عمل کرد بطوریکه از یک طرف عدم وحدت اصولگرایان همزمان با اثر کاهنده برای خودشان، اثر افزاینده در اقبال مردم به رقیب داشت و از طرف دیگر کناره گیری عارف به نفع روحانی در سه روزمانده به انتخابات، ضمن وارد کردن شوک مثبت اجتماعی به جامعه به نفع روحانی، زشتی عدم وحدت اصولگرایان را بیشتر به رخ کشید. کناره گیری دکتر حدادعادل نیز کافی نبود چراکه هنوزچند نامزد اصولگرا در صحنه رقابت باقی مانده، برخی خود را برنده قطعی انتخابات می دانستند و برخی معنای مقاومت را با لجاجت اشتباه گرفته بودند. همانطورکه در مقدمه اشاره شد این خود نامزدهای اصولگرای مدعی سیاست و تدبیر بودند که با تحلیل شخصی غلط یا متاثر از دیگران به خطا رفتند. برخلاف نظر برخی اهل خطابه، باید گفت اگر نامزدهای اصولگرا به موقع متحد می شدند، موج مثبت اتحاد علاوه بر جمع جبری آرایشان، در همان مدل الاکلنگی هم رای نامزد نهایی را بالا می برد، هم جلوی ایجاد موج فزاینده آرای روحانی را می گرفت و کار در دور اول به نفع اصولگرایان تمام می شد؛ اما متاسفانه اینگونه نشد.
آقای دکتر ولایتی که در مناظره ها مدعی فهم سیاست در حد پیچیدگی های سیاست بین الملل و مدیریت دوران جنگ بود، ساده ترین مساله عقلانی سیاست پیش پای خود را ندید که اولا رتبه اش در نظرسنجی ها بعد از مناظره سوم به شدت سقوط کرده است و ثانیا این اصال بدیهی را درک نکرد که در مقابل رقیب متحد باید با اتحاد وارد شد که اساسا به دلیل همین خطر قبلا پیشنهاد تشکیل ائتلاف سه نفره را داده بود ولی از درک خطر در زمان به وجود آمدنش عاجز ماند.
آقای دکتر جلیلی که در راس مهمترین شورای امنیتی کشور همواره باید علاوه بر دقت در نظر کارشناسان اهل فن، ذائقه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی و ... جامعه را از بررسی گزارشات مبتنی بر نتایج نظرسنجی های گوناگون ـ به عنوان یکی از ابزارهای سنجش ـ رصد کند و در تصمیم گیری ها دخیل نماید تا مشکل امنیتی برای کشور درست نشود، نظرسنجی مراکز معتبر امنیتی، انتظامی و رسانه ای کشور را نادیده گرفت و در مقابل نظرسازی خواندن آنها توسط رسانه های حامی اش سکوت کرد، ضمن اینکه حامیان ایدئولوگ او نیز آرمانگرایی را با واقع بینی همراه نکردند و در یک رقابت بشری، ابزاری بشری مثل نظرسنجی های علمی و معتبر را به هیچ انگاشتند و دیده شد که ترتیب نامزدها در نظرسنجی های آخر دقیقا درست و نسبت آرایشان نزدیک به واقع بود. آخرین نظرسنجی داخلی ـ که به اطلاع نامزدها نیز رسید اما برای جلوگیری از تاثیر منفی بر مخاطبان رسانه ای نشد ـ رشد آرای رئیس جمهور منتخب را تا 38% و بقیه را از 20% به پایین نشان می داد و در همان نظرسنجی حدود 15% گفته بودند که هنوز تصمیم نگرفته اند به چه کسی رای دهند.
آقای قالیباف هم که در همه نظرسنجی ها تا 3 روز مانده به انتخابات پیشتاز بود، به دلیل بناکردن سازمان رای خویش از ابتدا (از سال 84) بر شنهای روان یا همان قشر خاکستری جامعه به جای محکم کردن پایگاه و خاستگاه خود و تلاش برای برقراری ارتباط با عامه از آن پایگاه اجتماعی قابل اتکا، قافیه را باخت؛ تجربه نشان داده است که قشر خاکستری همواره در 48 ساعت آخر تصمیم خود را به نفع موج به راه افتاده عوض می کنند و این بار نیز چنین کردند. لذا او هم متزلزل شد و نتوانست برتری خود را حفظ کند و دوم شدن در انتخابات را نیز بیشتر مدیون ضعف رقبایش در جبهه اصولگرایان و آغاز دیرهنگام موج انتخاباتی رقیب است و اگر انتخابات چند روز دیرتر برگزار می شد معلوم نبود چه رتبه ای نصیبش می شد!
7. علت هفتم، پاس گل مدافع خودی به مهاجم حریف بود. قبلا ذکر شد که عارف و روحانی هر دو ماندند تا بهترین تصمیم با توجه به صحنه رقابت اتخاذ شود. در نظرسنجی های اولیه روحانی با 1.5 درصد پایینتر از عارف قرار داشت و برخی پیش بینی می کردند که شاید عارف گزینه نهایی باشد. اما تلاش ناشیانه برای ایجاد دوقطبی جلیلی ـ روحانی نه تنها کمکی به جلیلی نکرد که روحانی را به عنوان رقیب هم موضوع او در نظرسنجی ها بالا کشید. چراکه مخالفان جلیلی را ـ ناجوانمردانه ـ نماینده وضع موجود و مسوول شماره یک اوضاع نابسامان اقتصادی معرفی کردند و همه می دانند که مردم هیچگاه به نماینده وضع موجود رای نخواهند داد.
از زمانی که دکتر احمدی نژاد رسما بر تاثیر تحریم ها بر اوضاع مشوش بازار ارز صحه گذاشت، تلاش دشمن برای گره زدن مشکلات اقتصادی کشور به تحریم ثمر داد. ضمن اینکه آنها همواره تحریم را ـ به غلط ـ ناشی از برنامه هسته ای ایران تبلیغ می کردند. البته رهبر معظم انقلاب در سخنرانی نوروزی خویش تحریمها را در کنار سوءمدیریت داخلی موثر دانستند و آن را قابل غلبه برای ملت ایران دانستند اما در این شرایط کسی که مسوول مذاکرات هسته ای کشور است نباید با حفظ سمت و بدون استعفا از این مسوولیت به عرصه رقابت گام می نهاد. روحانی که قبل از جلیلی اعلام حضور کرده بود، با توجه به مسوولیت قبلی اش در مذاکرات هسته ای این جملات کلیدی را به عنوان دلیل حضور خود بیان کرد: «اینکه تحریم نباشیم، فشاری بر ملت نباشد و زندگی توام با رفاه و آرامش داشته باشیم هم حق مسلم ماست ... نه اینکه فقط انرژی هسته ای حق مسلم ما باشد.» با این دست فرمان از سوی روحانی خیلی طبیعی بود که ثبت نام دیرهنگام جلیلی بهترین هدیه انتخاباتی برای او باشد و متاسفانه باید گفت که در پشت صحنه کاندیداتوری آقای جلیلی بودند افرادی که با همین نگاه حضور جلیلی در صحنه را تجویز می کردند و حمایت همیشگی مردم از حقوق هسته ای کشور را ـ که هنوز هم پابرجاست ـ عاملی برای رای قاطع به وی می دانستند. غافل از اینکه مردم برای نمایش اصرار بر حق مسلم هسته ای خود، الزامی به انتخاب جلیلی نداشتند. یکی از دوستان رسانه ای می گفت حدود رو هفته قبل از زمان ثبت نام، یکی از مسوولان ارشد ستاد آقای جلیلی را ملاقات کرده و از او پرسیده که بالاخره ایشان کاندیدا می شود یا نه؟ و او که همان زمان هم از نزدیکان جلیلی بود، پاسخ داده بود که باید بیاید و در یک مناظره تلویزیونی دیدنی با روحانی او را مغلوب کرده و رئیس جمهور شود! اگرچه این مناظره دو نفره اتفاق نیفتاد اما شبیه آن در سخنرانی های دانشگاهی و مناظره نمایندگان کاندیداها رخ داد تا همین پیام را به جامعه منتقل کند. اینکه آقای جلیلی به عنوان دبیر شورایعالی امنیت کشور نتواند تحلیل کند که نباید اجماع بر حقوق هسته ای کشور را موضوع انتخابات کرد و به رای گذاشت جای تعجب ندارد؟! به هرحال حضور آقای جلیلی در صحنه رقابت، بهترین مزیت نسبی رقابت را برای آقای روحانی فراهم نمود، موضوع و فضای حرف زدن داد و خصوصا پس از کمک بی نظیر دکتر ولایتی در مناظره سوم به او، این رقیب یک و نیم درصدی اصولگرایان را به رئیس جمهور 50 درصدی تبدیل نمود.
8. عامل هشتم، مصون ماندن آقای روحانی از نقد توسط رقبای اصولگرایش بود. رقابت دورنی اصولگرایان باعث پرداختن آنها به یکدیگر شد و آنجایی هم که بنا بر نقد رقیب بود، دکتر عارف به خوبی نقش سپر بلا را برای روحانی ایفا نمود؛ چراکه عارف معاون اول خاتمی و نماد اصلاح طلبی بود و باید پاسخ تمام انتقادات حتی خطابه تند و تیز غرضی را هم می داد.
9. دلیل نهم که باعث رای بالا و غیرمنتظره روحانی در روستاها و مناطق کمتر برخوردار نیز بود، روحانی بودن وی بود که اولا باعث اطمینان عامه مردم علاقه مند به نظام به او می شد و ثانیا پس از رابطه نامناسب احمدی نژاد با علمای دینی، این طبقه از مردم که به دلیل دوری از جزئیات سیاسی و رسانه های مجازی، سهم نظر روحانیون در اطمینان آنها به یک نامزد از سایر طبقات اجتماع بیشتر بود، به سوی یک روحانی گرایش بیشتری پیدا کردند.
10. دلیل دهم، تلاش موثر آقای روحانی برای متفاوت نمایاندن خود بود. با وجود حضور عارف در صحنه، او رفتارهای مورد پسند بدنه اجتماعی اصلاح طلبان را انجام نداد و این روحانی بود که در حسینیه جماران چنان کرد یا در روز 14 خرداد برخلاف سایرین به جای حضور در مراسم حرم امام، به تشییع جنازه آیت الله طاهری در اصفهان رفت. بیان خطیبانه و شفاف ـ که در اصولگریان تنها حدادعادل از آن برخوردار بود ـ همراه با نماد هوشمندانه کلید نیز کمک کرد تا متفاوت جلوه کند
برچسب:
نویسنده: مرتضي
این بازی ها رو که مبینیم از بازیکنان خودمون حالت تهوع میگیریم
|

دقیقا! گل گفتی!
موافقم. فقط چند تا موفتخور جمع كرديم تو زمين سبز جالبه كه فقط براي هم حاشيه هم درست مي كنن.همه حالت تهوع دارن.

برچسب: تقابل شادي وغم,
نویسنده: مرتضي
مرکز روابط عمومی و رسانه دفتر رئیس جمهور با تکذیب خبر برخی رسانه ها درباره «سند حمایت دکتر احمدی نژاد و مشایی از مفسد بزرگ اقتصادی» تاکید کرد که رسانه ها اخلاق اسلامی و تقوای الهی را رعایت کنند.
برچسب:
نویسنده: مرتضي
به گزارش مشرق، متن کامل این بیانیه به شرح ذیل است:
برچسب: زاكاني,حمايت ازگفتمان حدادوجليلي راوظيفه ميدانم,
نویسنده: مرتضي
مهدي خانعلي زاده
برچسب: پزشكي كه ثابت كردرجل سياسي است,
نویسنده: مرتضي
به گزارش مشرق به نقل از مهر، تنها اندکی بیشتر از یک ماه باقی مانده تا یکی دیگر از بزرگترین وقایع تاریخ جمهوری اسلامی ایران که سرانجام 4 سال را در کشور رقم خواهد زد به وقوع بپیوندد. اتفاقی که رجل سیاسی از یک سو و افکار عمومی از سوی دیگر به تحلیل آن پرداختند و هر کس از منظر خود به بیان ابعاد و نتیجه نهایی آن می پردازد.
مهیا شدن بستر برگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در حالی به انجام می رسد که هر روز خبری تازه از اعلام حضور یک چهره جدید در انتخابات و افزایش تعداد داوطلبان به گوش می رسد.
داوطلبانی که هر یک به اعتقاد خود، پیروز رقابت های انتخاباتی خواهند بود و اساسا از همین رو پا به عرصه تکلیف مدار انتخابات ریاست جمهوری گذاشتند.
ماجرا اما به اینجا ختم نمی شود به طوری که هر روز گمانه زنی های تازه ای از اعلام حضور چهره های بیشتر در روزهای آینده و در برخی موارد اعلام آمادگی در روزهایی پایانی ثبت نام از کاندیداها به گوش می رسد که این امر، خود در بردارنده تحلیل های متعدد از آمدن ها و نیامدن هاست.
اما در این گزارش بنا داریم در نگاهی ریزتر به سطح تحصیلات، تخصص و محل تحصیل حدود 38 داوطلب انتخابات ریاست جمهوری که برخی تا این لحظه رسما اعلام حضور کرده و درخصوص برخی دیگر همچون گمانه زنی وجود داشته و حضورشان در هاله ای از ابهام است بپردازیم تا شاید از این طریق راه برای انتخاب یازدهمین سکاندار پاستور هموارتر شود.
|
اسامی کاندیداها |
تحصیلات |
| یحیی آل اسحاق |
لیسانس: مدیریت بازرگانی فوق لیسانس: مدیریت صنعتی دکترا: مدیریت راهبردی- دانشگاه دفاع ملی |
| روح الله احمدزاده کرمانی |
لیسانس: مدیریت صنایع- دانشگاه امام صادق (ع)- سال 1380 فوق لیسانس: مدیریت صنایع - دانشگاه امام صادق (ع)- سال 1384دکترای تخصصی: مدیریت رسانه- دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات- سال1389 |
| محمدحسن ابوترابی فرد |
تحصیلات حوزوی- خارج فقه اصول- نجف، قم ، تهران |
| غلامحسین الهام |
لیسانس: حقوق قضائی- دانشگاه تهران فوق لیسانس: حقوق جزا و جرم شناسی- دانشگاه تربیت مدرس دکترا: حقوق جزا و جرم شناسی- تربیت مدرس |
| محمدرضا باهنر |
لیسانس: مهندسی معماری- دانشگاه علم و صنعت فوق لیسانس: برنامه ریزی اقتصادی- دانشگاه علامه طباطبایی |
| کامران باقری لنکرانی |
دکترای: دکترای عمومی- دانشگاه شیراز- سال1368 دکترای تخصصی: فوق تخصص گوارش و کبد شیراز 1375 |
| مصطفی پورمحمدی |
فقه، اصول فقه و فلسفه - حوزه علمیه قم خارج فقه و اصول - مشهد، قم و تهران (سطح چهار فقه و حقوق اساسی- معادل دکترا) |
| مسعود پزشکیان |
دکترای عمومی- دانشگاه تبریز- سال 1364 دکترای تخصصی: تخصص جراحی عمومی- دانشگاه تبریز 1369 فوق تخصص: جراحی قلب- دانشگاه علوم پزشکی ایران- سال 1372 |
| سعید جلیلی |
دکترای علوم سیاسی- دانشگاه امام صادق (ع) |
| اسحاق جهانگیری |
لیسانس: فیزیک- دانشگاه کرمان فوق لیسانس: مهندسی صنایع- دانشگاه صنعتی شریف |
| مهدی چمران |
فوق لیسانس- معماری- دانشگاه تهران |
| حمید حاجی بابایی |
دکترا: الهیات و معارف اسلامی- دانشگاه آزاد اسلامی- سال 1377 |
| غلامعلی حدادعادل |
لیسانس: فیزیک- دانشگاه تهران- سال 1345 فوق لیسانس: فیزیک- دانشگاه تهران - سال 1347 فوق لیسانس: فلسفه- دانشگاه تهران- سال 1351 دکترا: فلسفه - دانشگاه تهران- 1353 عضو هیئت علمی گروه فلسفه در دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران |
| محمدباقر خرازی |
فوق لیسانس: اقتصاد |
| حسن روحانی |
دروس حوزوی و دینی از سال 1339 - حوزه علمیه سمنان و قم لیسانس: حقوق قضائی- دانشگاه تهران- سال 1351 فوق لیسانس: حقوق عمومی- دانشگاه انگلستان دکترا: حقوق اساسی- دانشگاه کلدونیان گلاسکو |
| محسن رضایی |
لیسانس: اقتصاد - دانشگاه تهران - سال 1353 فوق لیسانس: اقتصاد- دانشگاه تهران- دکترا: اقتصاد- دانشگاه تهران- سال 1379 |
| علیرضا زاکانی |
دکترای پزشکی هسته ای از دانشگاه علوم پزشکی تهران عضو هیات علمی دانشگاه تهران |
| محمد سعیدی کیا |
لیسانس: راه و ساختمان- دانشگاه صنعتی امیر کبیر فوق لیسانس: راه و ساختمان- دانشگاه صنعتی امیر کبیر |
| حسن سبحانی |
لیسانس: اقتصاد- دانشگاه تهران- سال 1358 فوق لیسانس: اقتصاد- دانشگاه تربیت مدرس- سال 1365 اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد در دانشگاههای ایران پس از انقلاب استاد تمام اقتصاد و مدیر گروه اقتصاد اسلامی، پولی و مالی دانشگاه تهران |
| محمد شریعتمداری |
لیسانس: الکترونیک- سال 1356 فوق لیسانس: مدیریت- سال 1382 دکترا: مدیریت- خارج از کشور - از سال 1382 |
| علی اکبر صالحی |
لیسانس: مهندسی مکانیک- دانشگاه آمریکایی بیروت- سال1347 دکترا: ام آی تی - در دانشگاه آمریکا- سال |
| محمدرضا عارف |
لیسانس: مهندسی برق- دانشگاه تهران فوق لیسانس: مهندسی برق- دانشگاه تهران دکترا: برق- دانشگاه استنفوردآمریکا استاد تمام برق دانشگاه صنعتی شریف |
| پرویز فتاح |
لیسانس: مهندسی عمران- دانشگاه صنعتی شریف- سال 1368 فوق لیسانس: صنایع (گرایش سیستم ها)- دانشگاه صنعتی امیرکبیر- سال1382 دانشجوی مقطع دکترا |
| ارسلان فتحی پور |
دانشجوی مقطع دکترا |
| علی فلاحیان |
تحصیلات حوزوی- خارج فقه و اصول |
| محمد باقر قالیباف |
لیسانس: جغرافیای سیاسی - دانشگاه تهران فوق لیسانس: جغرافیای سیاسی- دانشگاه تهران- سال 1376 دکترا: جغرافیای سیاسی- دانشگاه تربیت مدرس- سال 1379 عضو هیات علمی رشته جغرافیای سیاسی دانشگاه تهران و استادیاردانشگاه تربیت مدرس |
| حسین کمالی |
فوق لیسانس: اقتصاد سیاسی- دانشگاه تهران دکترا: اقتصاد سیاسی |
| مصطفی کواکبیان |
لیسانس و فوق لیسانس: علوم سیاسی- دانشگاه امام صادق (ع)- سال 1361 دکترا: علوم سیاسی- دانشگاه تربیت مدرس- سال 1376 دروس حوزوی تا پایان دوره سطح عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی |
| علی لاریجانی |
لیسانس: کاربرد کامپوتر در ریاضی- دانشگاه صنعتی شریف1358 فوق لیسانس: فلسفه غرب- دانشگاه تهران دکترا: فلسفه غرب - دانشگاه تهران |
| منوچهر متکی |
لیسانس: علوم اجتماعی- دانشگاهال امین بنگلور هندوستان- سال 1355 فوق لیسانس: روابط بین الملل - دانشگاه تهران- سال 1371 |
| محسن مهرعلیزاده |
لیسانس: مهندسی مکانیک - دانشگاه تبریز -سال۱۳۵۶ فوق لیسانس: مهندسی مکانیک- دانشگاه تبریز - سال1362 دکترا: اقتصاد مهندسی- دانشگاه تیلبرگ- سال از۱۳۷۶ |
| مسعود میرکاظمی |
لیسانس: مهندسی صنایع- دانشگاه علم و صنعت- سال 1365 فوق لیسانس: مهندسی صنایع- دانشگاه علم و صنعت- سال 1368 دکترا: مهندسی صنایع- دانشگاه تربیت مدرس- سال 1375 |
| اسفندیار رحیم مشایی |
لیسانس: مهندسی الکترونیک- دانشگاه صنعتی اصفهان دانشجوی کارشناسی ارشد- رشته روابط بین الملل- دانشگاه پیام نور |
| علی نیکزاد |
لیسانس: مهندسی عمران- دانشگاه علم و صنعت کارشناسی ارشد: مدیریت دولتی- دانشگاه تهران |
| محمدعلی نجفی |
لیسانس: ریاضی- دانشگاه صنعتی شریف فوق لیسانس: موسسه تکنولوژی ماساچوست آمریکا |
| علی اکبر ولایتی |
دکترای عمومی - دانشگاه تهران- سال 1343 دکترای تخصصی: تخصص اطفال- مرکز طبی کودکان دانشگاه تهران فوق تخصص: بیماری های عفونی- دانشگاه جان هاپکینز آمریکا |
| صادق واعظ زاده |
لیسانس: مهندسی برق- دانشگاه علم و صنعت- سال 1364 فوق لیسانس: مهندسی برق- دانشگاه کویینز کانادا- سال 1372 دکترا: مهندسی برق- دانشگاه کویینز کانادا- سال 1376 |
| علی اکبر هاشمی رفسنجانی |
دروس حوزوی- خارج فقه - حوزه علمیه قم |
برچسب: نامزدهاچه قدرسواددارند؟؟؟,
نویسنده: مرتضي

رجانیوز گروه سیاسی: بالاخره ساز حضور رفسنجانی۷۹ ساله در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هم کوک شد و کنسرتی که از ماه ها پیش با نوازندگانی متفاوت از جناح ها و گروه های مختلف سیاسی داخل و خارج کشور شکل گرفته بود، نهایتا به بلیط فروشی رسید و شخص اکبر هاشمی رفسنجانی با بيان مواضعي كه حكايت از ارسال پيام به فراتر از داخل مرزهاي ايران دارد، اعلام کرد احتمال حضورش در انتخابات آتی، خیلی هم کمرنگ نیست.
برچسب: تقويت احتمال حضورهاشمي,
نویسنده: مرتضي






















برچسب: لنكراني دراهواز,
نویسنده: مرتضي
گروه بین الملل مشرق کشور میانمار (یا برمه - نامی که استعمارگران انگلیسی بر آن نهادند) از کشورهای جنوب شرقی آسیا و در همسایگی کشورهای چین، تایلند، لائوس و بنگلادش همسایه است. برمه در سال 1842 توسط بریتانیا اشغال و ضمیمه خاک هند تحت استعمار شده و "برمه بریتانیا" نام گرفت. استقلال برمه در سال 1948 مورد موافقت بریتانیا قرار گرفت و پس از استقلال به همراه منطقه آراکان، به میانمار تغییر نام داد.
در حدود یک میلیون نفر از جمعیت 55 میلیونی میامار را مسلمانان روهینگا تشکیل می دهند.
ورود اسلام به میانمار به قرن اول هجری و بوسیله تجار عرب به این کشور بازمی گردد. اما از زمان کودتای نظامی "نی وین" در سال 1962، مسلمانان از مناصب حکومتی و نظامی طرد شدند.
مسلمانان روهینگا عمدتا در غرب میانمار و در شمال ایالت راخین متمرکز هستند. دولت میانمار از 1962 هیچ گاه این اقلیت را به رسمیت نشناخته و آن ها را مهاجران غیرقانونی نامیده است. اما سازمان ملل در مورد مسلمانان میانمار معتقد است نسبت به این اقلیت ظلم بسیاری رفته و حقوق بشر در مورد آن ها رعایت نمی شود. مسلمانان روهینگا در میانمار از حمله فقیرترین افراد ساکن این کشور هستند که اکثریت جمعیت آن را بودائیان تشکیل داده اند.

سفر سال گذشته هیلاری کلینتون به میانمار در مسیر سفرش به قاهره و دیدار با مرسی، تیر خلاص اصلاحات غربی بر پیکر مسلمانان این کشور بود. محور اصلی سفر کلینتون به میانمار بهبود مناسبات آمریکا و میانمار اعلام شد و وزیر خارجه آمریکا در دیدار با تین سین، رئیس جمهوری میانمار از دولت این کشور خواست به اصلاحات در این کشور ادامه بدهند تا ثابت کنند که با جامعه جهانی همراه هستند.

پس از این دیدار تین سین در یک سخنرانی اعلام کرد: مسلمانان روهینگیا باید از کشور اخراج و به اردوگاه های پناهندگان سازمان ملل منتقل شوند.
دولت میانمار همچنین به صورت رسمی دستور داد که مسلمانان دیگر حق بنا کردن مساجد جدید یا ترمیم مساجد قدیمی را ندارند. همین مصوبه کافی بود تا افراطیون بودایی و هندی نزدیک به ۷۲ مسجد را ویران کنند.
پس از این سفر و مصوبه دولت میانمار، آتش اختلافات و درگیری ها زمانی شعله ور شد که ارتش میانمار 11 مسلمان این کشور را در ماه مه 2012 کشته و در حمله یک گروه از بودائیان به اتوبوس مسلمانان در ایالت راخین نیز 10 نفر کشته شدند. در طرف مقابل نیز یک بودائی نیز در پاسخ به این کشتارها به قتل رسید که رسانه ها برای تحریک بیشتر بودائی ها آن را تجاوز به یک دختر بودائی و قتل وی عنوان کردند.
به دنبال آغاز درگیری ها درغرب میانمار، بودایی ها با حمله به مناطق مسلمان نشین بیش از 2000 منزل مسکونی متعلق به مسلمانان را به آتش کشیدند و بیش از یک صد هزار نفر را آواره و بی خانمان کردند.

این هجوم وحشیانه بودائی ها و به آتش کشیدن خانه ها و تجاوز به زنان و دختران مسلمان و قتل عام فجیع مسلمانان، این اقلیت را به پناه بردن به مرزهای مشترک با بنگلادش وا داشت و اکنون در شرایط اسف باری از نظر بهداشت و غذا و دارو به سر می برند.
اما خشونت علیه مسلمانان، که سال گذشته تنها به ایالت غربی راخین محدود شده بود، امروز در سرتاسر کشور میانمار گسترش یافته است. گروه های مهاجم خشمگینی از بودایی ها، که برخی با جنبش نظامی "9 6 9" كه به معنای «ويژگی های نه گانه بودا، شش راه بودا و ويژگی های نه گانه رهبانيت» است در ارتباطند، در شهرهای میکتیلا، نایپیادا، باگو و به تازگی نیز یانگون، بزرگ ترین شهر این کشور، به مسلمانان حمله ور شده اند. بسیاری از مسلمانان یانگون، باگو و دیگر شهرهای بزرگ جرأت رفتن به مسجد، وارد شدن به فروشگاه های مواد غذایی مسلمانان یا نشان دادن مسلمان بودنشان خارج از خانه ها و مغازه هایشان را ندارند. در دوسال گذشته، دستکم 100 هزار مسلمان آواره، و هزاران مسلمان دیگر نیز کشته شده اند.

بسیاری از رهبران مسلمان از ماه ها پیش نسبت به چنین حملاتی هشدارداده بودند. با این که دولت این کشور تمام تلاش خود را می کرد تا سرمایه گذاران، خبرنگاران و دیپلمات های خارجی را متقاعد کند که خشونت در ایالت راخین در سال 2012 مسأله ای منحصر به همان ناحیه است، حقیقت آن است که حتی سال گذشته نیز حملاتی به مساجد و برخی از فروشگاه های مسلمانان در بخش های دیگر این کشور صورت گرفت.
اما احساسات ضدمسلمانان (و گاهی ضد چینی، ضد هندی، و ضد هر کسی که از نژاد برمه ای یا بطور دقیق تر بودایی - نیست) به روشنی طی دو سال گذشته در میانمار، یکی از متنوع ترین کشورهای آسیا از نظر نژادی و مذهبی شدت یافته است (ولی همچنان، بودیست ها اکثریت جمعیت مذهبی این کشورند). در نتیجه جنبش 9 6 9، طی دستکم یک سال گذشته سخنرانی ها و راهپیمایی هایی علیه مسلمانان صورت گرفت و دی وی دی هایی با محتوای تند علیه مسلمانان توزیع شده است.

در این مدت، اینترنت میانمار نیز، با این که تنها کم تر از 5 درصد جمعیت این کشور به آن دسترسی دارند، از سخنان نفرت آمیز علیه مسلمانان، هندی ها، چینی ها و دیگر اقلیت های نژادی پر شده است.
احساس تنفر و حملات فزاینده نژادی ممکن است این کشور را به نسخه قرن بیست و یک یوگسلاوی پس از جنگ سرد تبدیل کند.
نژادپرستی بودائیان، میانمار را به آشوب خواهد کشانددر شرایطی که میانمار می کوشد از یکی از سرکوبگر ترین رژیم های روی زمین به سوی دموکراسی گذار کند، این احساس تنفر و حملات فزاینده نژادی ممکن است این کشور را به نسخه قرن بیست و یک یوگسلاوی پس از جنگ سرد تبدیل کند. با این که میانمار در طول سه سال اصلاحات پیشرفت های شگرفی کرده، چنان چه اقدام مناسبی برای پایان بخشیدن به این خشونت نژادی و مذهبی صورت نگیرد، این کشور فاصله چندانی با هرج و مرج و آشوب نخواهد داشت.

اکثریت بودائی این کشور با حمایت های آمریکا و عروسک حقوق بشری آنگ سان سوچی رهبر مخالفان و برنده جایزه صلح نوبل که مدتی است با آزاد شدن از حبس خانگی بصورت دوره ای مهمان حامیان آمریکایی و غربی خود است، راه گذار به دموکراسی و تحول خود را نسل کشی اقلیت مسلمان این کشور یافته اند. بنا به توصیه راهب اعظم بودائیان میانمار، مسلمانان روهینگا یا باید از این کشور مهاجرت کنند یا بدست بودائیان کشته شوند و خانه و اموالشان سوزانده شود.

میانمار پیشینه دور و درازی از بیگانه هراسی و تنش های درون نژادی دارد، که تاکتیک های "تفرقه بیفکن و حکومت کن" استعمارگران انگلیسی و حکومت سرکوبگرانه ارتش این کشور به مدت 5 دهه به آن دامن زده است. در سال 1962، دولت به اجبار بسیاری از هندی ها را از این کشور بیرون راند، و ارتش نیز، تحت سلطه برمه ایان، از زمان به دست آوردن استقلال در سال 1948، با بیش از پانزده شورش از سوی اقلیت های قومی مبارزه کرده است.
در سال 2010، ارتش این کشور تغییراتی را در جهت یک دولت غیرنظامی آغاز کرد، از جمله برگزاری انتخابات که در نهایت به پایه گذاری پارلمانی غیرنظامی کمک کرد. اما ارتش همچنان قدرتمندترین بازیگر در این کشور است، و رئیس جمهور غیرنظامی، تین شین، که به روشنی دارای گرایش های اصلاح طلبانه است، پیش از آن که به ریاست جمهوری برسد، خود زمانی از ژنرال های بلندپایه بود.

تین سین رئیس جمهور میانمار از جمله مدافعان اخراج مسلمانان از کشورشان است
اما پیدایش سریع این فضای باز به آزاد شدن نیروهای خطرناکی نیز منجر شده است. ارتش به طول کامل تحت سلطه شهروندان نیست، و برخی از رهبران مسلمان اعضای نیروهای امنیتی را به شعله ورتر کردن آتش خشونت ها متهم می کنند. تین شین نمی تواند به فرماندهان محلی خود برای پیروی از دستوراتش اعتماد کند، و باید در نظر داشته باشد که اگر اختیار کنترل ناآرامی ها را به نیروهای مسلح بدهد، آن ها نیز برای وخیم تر کردن اوضاع، دست به اقدامات وحشیانه خواهند زد. پلیس این کشور دارای منابع یا آموزش های اندکی در زمینه روش های غیرخشونت آمیز کنترل جنبش های مردمی است.
کشتار مسلمانان میانمار به دست بودائیان افراطی - **(حاوی صحنه های دلخراش)**
در این مدت، با این که فضای سیاسی بازتر شده، نه دولت و نه آنگ سان سوچی مدعی، هیچ یک طرحی عملی درمورد چگونگی ایجاد دولتی فدرال تر، که در کشوری با این میزان اقلیت های قومی و اعتماد اندک به دولت مرکزی ضروری است، ارائه نکرده اند. برخلاف بی اعتمادی عمیق اقلیت های قومی نسبت به دولت ملی، از میان بلندپایه ترین مقام های اتحادیه ملی دموکراسی، یعنی جناح سوچی، تقریباً تمامی رهبران آن مخالف فدرالیسم هستند.
نادیده گرفتن اقلیت ها با هدف پاکسازی نژادی
آنگ سان سوچی پس از آزادی از حبس خانگی و فعالیت سیاسی رسمی در میانمار، به طور رسمی مدل جدیدی از یک حکومت فدرال را تبلیغ کرده، و به دیدگاه پدرش، که در کنفرانس و توافق پانگ لانگ در سال 1947 به روشنی اعلام شد، ادای احترام کرده، و احتمالاً وی تنها برمه ایست که رهبران اقلیت های قومی برای ریاست یک دولت فدرالی جدید به او اعتماد دارند. با این حال وی مسأله اقلیت ها را ستون اصلی سیاست های خود از زمان پیوستن به پارلمان در سال گذشته قرار نداده است.

از آن گذشته، در شرایطی که مناطق دربرگیرنده اقلیت های قومی و مذهبی بیش از مناطق دیگر به کمک و سرمایه گذاری در زیرساخت های فیزیکی نیاز دارند، مقامات نایپیدا هنوز هیچ نشده در حال رقابت برای باز کردن مجراهای کمک و سرمایه گذاری خارجی به مناطقی با اکثریت بودائی هستند، که به اندازه دیگر مناطق نیازمند جاده، برق و نیازهای اولیه دیگر نیستند. در ضمن، اهداکنندگان نیز در تقلا هستند که به میانمار راه یابند، چرا که طی دو سال گذشته اکثر کشورهای غربی تحریم های خود را برداشته اند. بخش ناچیزی از این کمک های جدید به تنش های قومی اختصاص می یابد، و بخش زیادی از آن نیز بدون هماهنگی با اهداکنندگان دیگر مورد استفاده قرار می گیرد.
این گونه که می نماید، نژادپرستان بودائی به خوبی سازماندهی شده اند، چرا که خشونت های اخیر علیه مسلمانان به سرعت و به شکلی سازمان یافته گسترش یافته است. در بسیاری از شهرها، مسلمانان و اقلیت های قومی محلی گله مندند که پلیس و ارتش هیچ اقدامی برای محافظت از آنها دربرابر متجاوزان انجام نمی دهند و حتی در مواردی خود نیز در تجاوز به مسلمانان سهیم هستند.
ائتلاف کشورهای عرب بر ضد مسلمانان/دلارهای نفتی که برای کشتار مسلمانان خرج می شوند
دولت، سوچی، و سازمان های خارجی که طی دو سال گذشته پایشان به میانمار باز شده باید هرچه سریع تر نسبت به پایان بخشیدن به این فاجعه اقدام کنند. از سوی دیگر کشورهای مسلمان نیز که تا کنون سکوت مرگباری در پیش گرفته اند و تمام توان خود را در کمک به القاعده در سوریه معطوف کرده اند نیز از متهمان این نسل کشی خواهند بود. مسلمان کشی و شیعه کشی در کشورهای مختلف به بخشی از سیاست آلوده آل خلیفه و آل سعود و دیگر خاندان هایی شده است که نام اسلام و جهان اسلام را بر دوش می کشند و بیشترین صدمات و فجایع را در آن رقم می زنند.

کشورهایی نظیر قطر و عربستان که دلارهای نفتی خود را سخاوتمندانه در اختیار تروریست ها، گروه های سلفی تکفیری و شورشیان مسلح در سوریه و عراق و لبنان و ... قرار می دهند تا کنون حتی یک ریال عربستان هم به مسلمانان ستم دیده و فاجعه زده میانمار نه تنها کمک نکرده اند، بلکه زحمت حمایت سیاسی و لفظی را هم به خود نداده اند. البته در این میان با وجود مواضع مسئولان کشورمان در سطوح مختلف، انتظار حرکت جدی تر تا حصول نتیجه ای مطلوب از سوی جمهوری اسلامی می رفت که این نیز تا کنون محقق نشده است و کشتار و تصفیه نژادی در میانمار همچنان بصورت خاموش ادامه دارد.
نسل کشی مسلمانان با موافقت صریح دالایی لاما
اين بوداييان نژادپرست که تحت تأثير آموزه هاي "دالايي لاما" قرار دارند، معتقدند که کسي که مسلمان شده باشد نژاد او ديگر ميانماري نيست و بايد کشته شده و يا از اين کشور اخراج شود.

البته دالایی لامای به ظاهر صلح طلب، به مانند آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل همواره ژست های خندان با جملات قصار بشردوستانه را چاشنی دیدارها و صحبت های خود می کنند، اما واقعیت این صلح طلبان بودائی نیز چیز دیگری است.
از میان دروغ های زیادی که در مورد دالایی لاما گفته می شود، مهمترین آنها ادعای صلح طلب بودن وی است. واقعیت این است که از اواسط دهه 1950 تا اواسط دهه 1970 یک جنبش مسلحانه تبتی وجود داشت که توسط سازمان سیا مورد حمایت قرار می گرفت.


بر اساس یکی از اسناد وزارت امور خارجه به تاریخ 9 ژانویه 1964، دولت آمریکا حمایت های مالی گسترده ای را به شبه نظامیان و همچننی شخص دالایی لاما اختصاص می دهد.
سازمان سیا علاوه بر کمک های آموزشی و نقدی به شبه نظامیان طرفدار دالایی لاما در برنامه فرار وی از تبت از نیز نقش داشت. بنا بر اسناد سازمان سیا که اخیرا منتشر شده اند، نیروهای آموزش دیده توسط سیا که دالایی لاما را همراهی می کردند به صورت مستقیم با مأمورین سیا در ارتباط بودند. در پیام زیر همراهان دالایی لاما درخواست دریافت سلاح می کنند.
دالایی لاما در اسرائیل
دالایی لاما در سال 2009 میلادی، قبل از دیدار با اولمرت به یک مراسم عبادی دعوت شد که در این مراسم شرکت کرد. به گفته حجت الاسلام والمسلمین دکتر محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده 9 جلد کتاب در باب جنبش های نوظهور معنوی، اگر کسی با کلاه خاخامی در مقابل دیوار "توبه یا ندبه" در اورشلیم، پایتخت فلسطین اشغالی تعظیم کند، این عمل بدین معنا است که وی رسماً اعلام کرده عضوی از جامعه صهیونیزم جهانی است.

در سوی دیگر، سکوت معنادار دیگر برنده صلح نوبل میانمار را که مدعی دفاع از حقوق مردم این کشور است، باید در کنار آموزه های نژادپرستانه بودائی ها و دالایی لاما قرار داد.
آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل تا کنون نه تنها هیچ موضعی نسبت به کشتار وحشیانه مسلمانان کشورش نگرفته، بلکه تلویحا اقدامات بودائیان را نیز همواره توجیه کرده است.
رهبر مسلمانان میانمار دکتر محمد یونس نیز سکوت کشورهای مسلمان در کنار کشورهای غربی و مجامع حقوق بشری را علت ادامه یافتن کشتار مسلمانان این کشور می داند. به گفته وی بودیست های افراطی مسلمانان را در میان خود نمی خواهند و به همین دلیل جوانان و به خصوص تحصیل کرده های مسلمان را دستگیر کرده و به نقطه نامعلومی می برند و به زنان مسلمان تجاوز می کنند.

برچسب: حاوي صحنه هاي دلخراش,
نویسنده: مرتضي

لات بسیاری در سطح کشور شده است و هر دولتی که پس از انتخابات پیش رو بر سرکار آید باید برای مقابله با آن آماده باشد.
برچسب: برنامه ي فوري براي بهبودوضع معيشت ولايتي,
نویسنده: مرتضي

در حالي كه طي ماه هاي گذشته موج دعوت نخبگان انقلابي از دكتر سعيد جليلي و دكتر كامران باقري لنكراني جهت حضور در انتخابات رياست جمهوري پيش رو افزايش يافته است، شنيدههاي خبرنگار رجانيوز حاكي از افزايش احتمال حضور دبير شوراي عالي امنيت ملي به اين عرصه حساس است.
به گزارش رجانيوز، در همين زمينه سعيد جليلي از برخي نخبگان دعوت كرده تا با تنظيم برنامههاي مورد اشاره او براي اداره كشور، وي را در اين باره همراهي كنند.
جليلي هم چنين در گفتگو با برخي از چهرههاي انقلابي كه پيش از اين در جلسات خصوصي بر كانديداتوري وي پافشاري كردهاند، احتمال حضور خود را منتفي ندانسته است.
کد خبر:155176 -
برچسب: طرفداران جليلي بخوانند,
نویسنده: مرتضي